گاهی یادت میره چقدر این کارو دوست داری وقتی ببینی کسی قدرشو نمیدونه،
اما….
یادت میاد چقدر دوست داری ادامه بدی کارتو وقتی یادت میاد چقدر خوب بلدیش و از انجامش چه ذوقی میکنی….
گاهی…
شازدهکوچولو ::
شازدهکوچولو، چون دوسِت دارم، میگم::
همیشه حرف زدن منشاء تمام سوءتفاهمها نیست….
گاهی حرف زدن، منشاء تمام شدن سوءتفاهمهاست…..
اینترنت-زدگی!!
اون روزا وقتی از کسی یا چیزی دلگیر میشدم، راحت میتونستم تمام دلتنگیهام رو توی دنیای مجازی بریزم و آروم بشم، اما حالا دنیای مجازی دیگه مجازی نیست، لحظه به لحظه زندگی مجازی رو داری زندگی میکنی، واقعی واقعی، همه خوانندههای وبلاگت تو رو میشناسن، یا نه همه اونایی که میشناسنت، وبلاگتو میخونن!! درست نمیدونم کدوم یکیشه!!! توییتها رو همه میخونن، همه توی فیسبوک هستن، همه همهجا هستن، و خیلی سریعتر از دنیای واقعی به اسرارت پی میبرن…
اصلا چرا همه اینترنت-زده شدن؟؟ … بابا چه خبره؟؟؟
چقدر پای من صبر میکنی؟؟
گاهی دلم برای خودم میسوزد، و برای بعضی آدمها که به من اعتقاد دارند بیشتر، نه، برای آنها نمیسوزد، برای خودم متاسف میشوم و از خدا ممنون…، ممنون میشوم که مرا شرمنده نگاه آدمها نمیکند، ممنون میشوم که آبرویم را نمیبرد، ممنون میشوم از او که مرا در نظر آنها اینطور خوب جلوه داده و من را به خودش نزدیک نشان میدهد…، اما میترسم…، میترسم از اینکه گاهی از این نزدیکی دور میشوم و حس نمیکنم قرابت میانمان را، میترسم از من برنجد و یکدفعه همه را بزند زیر و رو کند…، میترسم برنجد از من… نمیدانم چقدر پای من قرار است صبر کند؟؟ تا کِی؟ تا کجا؟؟
