![]()
به چشم خیس من بنگر
پر از اشک اقاقیهاست
نه آن اشکی که میبارد
که ساکن در همین دریاست
اگر عاشق شوی بیشک
صدایت نبض باران است
وگرنه در همین دریا
شوی غرق از غم دنیا
بیاد آتش عشقم
همین حالا بمان با من
که من بی تو، که تو بی من،
….؛
خدا را، لحظه را دریاب!
![]()
به چشم خیس من بنگر
پر از اشک اقاقیهاست
نه آن اشکی که میبارد
که ساکن در همین دریاست
اگر عاشق شوی بیشک
صدایت نبض باران است
وگرنه در همین دریا
شوی غرق از غم دنیا
بیاد آتش عشقم
همین حالا بمان با من
که من بی تو، که تو بی من،
….؛
خدا را، لحظه را دریاب!
{ RSS feed for comments on this post} · { آدرس دنبالک }
پردیس گفت:
on سپتامبر 4, 2007 at 4:46 ب.ظ
monire گفت:
on سپتامبر 7, 2007 at 2:23 ب.ظ
خیلی زیبا نوشته بودی !! مال خودت بود ؟!! واقعا قشنگ و خوندنی بود ….
راستی امتحان کن ببین وبلاگم رو میتونی ببینی یا نه !! فکر کنم مشکلش حل شده باشه !
nazanin گفت:
on سپتامبر 12, 2007 at 12:03 ب.ظ
salam aghaye naghash zade
rozetun be khyr
khasteh nabashid
websitetun besyar zibast
por az matalebe jaleb va didani
man tamame website shuma ro khundam
matalebesh jaleb bud vaghean
enshalah ke moafagh va hamishe sar boland bashid
khsuhhalam ke mihmane mizbani chon shuma shudam
rozkhush
ya hagh
فرشته گفت:
on سپتامبر 14, 2007 at 10:32 ق.ظ
نازنین خانم،
روز شما هم به خیر. شما با کی بودی؟! فکر کنم آدرسو اشتباهی اومدی. یه سر به اینجا یا اینجا بزن، طرفت اونجاست گمونم!
monire گفت:
on سپتامبر 14, 2007 at 12:56 ب.ظ
خداییش نظر نازنین کلی فاز داد