شاید بعضی وقت‌ها

بوی ماه مهر…

سپتامبر 22, 2007 · 5 دیدگاه

خیلی بده، هنوز نمی‌دونم برای خودمه که دارم اینجا می‌نویسم یا برای اینکه بقیه بخونن؟!! البته بقیه‌ای نیستن که بخونن! شایدم برای هردوش باشه…، درست نمی‌دونم!

ولی خوب به هرحال….

امروز روز آخر تابستونه و مدرسه‌ها رسما از فردا باز میشه. نمی‌دونم کی چه احساسی داره، اما من خودم وقتی می‌رم دانشگاه یه مدت که می‌گذره دلم می‌خواد زودتر تموم و تعطیل بشه، از طرفی وقتی تعطیل و بیکار می‌شم، یه مدت که بگذره می‌گم: کاشکی زودتر دانشگاه باز می‌شد و می‌رفتم سر کلاس! برای همین هم الآن، حالا فعلا حس خوبی نسیت به شروع مهر دارم! اما یکی-دو ماه دیگه از احوالاتم بپرسین!!!

امیدوارم به شما خوش بگدره! -ظاهرا به این خانم کوچولو که خیلی داره خوش می‌گذره!-

کلاس اولی

دسته‌ها: یادداشت‌های روزانه