منیره خانم! ببخشید، اما این روزا به خاطر پروژهها و دردسرهاش زیاد نمیتونم بنویسم
، اما امروز برای زنگ تفریح(!) یه جک جالب که یادم نیست کجا دیدم براتون میذارم:
یک هلیکوپتر که یک خلبان و یک سرنشین در آن بودند در حوالی سیاتل در حال پرواز بود که نگهان مشکلی فنی در سیستم ناوبری و بی سیم به وجود آمد. به خاطر تاریکی و مه، خلبان نمیتوانست مسیر را پیدا کند.
خلبان به ناگهان متوجه برج بزرگی شد که رو به روی آنها سبز شده بود و بعضی از چراغهایش روشن بودند. از همراهش خواست تا روی کاغذی بزرگ بنویسید: «ما کجا هستیم؟» و به برج نزدیک شد. وقتی فاصله به اندازه کافی به برج نزدیک شد کاغذ را از پشت شیشه به افراد درون دفتر نشان دادند.
کارمندان سریعا به سمت یک کاغذ بزرگ دویدند و چیزی روی آن نوشتند و به سمت پنجره برگشتند. روی کاغذ نوشته شده بود: «شما درون یک هلیکوپتر هستید.»
خلبان لبخندی زد و به نقشه نگاه کند و به سمت فرودگاه سیاتاک رفت و به سلامتی فرود آمد.
بعد از فرود، مسافر از خلبان پرسید که: «چطور با خواندن اینکه شما درون یک هلیکوپتر هستید فهمیدی که کجای شهر هستیم؟»
خلبان گفت: «راحت بود. چیزی که خواندیم از نظر فنی درست ولی از نظر کاربردی کاملا بی استفاده بود. به راحتی فهمیدم که ما درست کنار ساختمان پشتیبانی فنی مایکروسافت هستیم.»
ایشالا صاحبش راضی باشه!

مهسا گفت:
on دسامبر 17, 2007 at 11:34 ق.ظ
احتمالا ای جوک رو صادق خان نساختن؟؟؟!!!
منيره گفت:
on دسامبر 17, 2007 at 4:02 ب.ظ
منم ميخوام نظر بدم
امروز هم درست مثل ديروز به همون مشکل (login شدن توي wordpress) برخوردم
گفتم بيخيال! بذار همين جوري نظر بدم
مرسي. مرسي
تو عمرم اين قدر يکي تحويلم نگرفته بود (کسي پيدا نشده بود که يه پستي رو به خاطر من بذاره)
کلي حال داد.
با اينکه ظهرش اين مطلب رو توي يه وبلاگ ديگه خونده بودم ولي اينجا که ديدمش يه حال ديگه اي بهم داد.
خيلي حال کردم
ممنون
و دوست دارم :X
——-
راستي اون مطلب هم اينه :
http://feeds.feedburner.com/~r/freekeyboard/~3/201209755/spip.php
و توي share گوگلreader آقاي نقاش زاده (يا به قول فرسته، صادق خان)خوندمش
تازه وارد گفت:
on دسامبر 17, 2007 at 9:19 ب.ظ
جالب بود یه کم خندیدیم..
نی نی گلابی گفت:
on دسامبر 19, 2007 at 12:01 ب.ظ
خاله فریشته خیلی باحال بود.
فروزان گفت:
on دسامبر 21, 2007 at 3:34 ق.ظ
جالب بود.موفق باشی.