شاید بعضی وقت‌ها

محتوای فوریه 2008

در جواب نی‌نی گلابی

فوریه 26, 2008 · 4 دیدگاه

questns.gif

گلابی خاله پرسیده بودی سوالی رو حدود ۲ ماه قبل «خاله جون بهم بگو وقتی آدم خسته اس، ناامیده، میخواد داد و بیداد بکنه و همه را متهم، محاکمه و مجازات چیکار باید بکنه؟» و یادمه بهت قولی دادم…

اونوقتی فکر می‌کردم جوابش رو بلدم و مصمم بودم به گذاشتن یه پست، مخصوص نی‌نی گلابی و مامانش! اما عزیز خاله، یه مدت که گذشت دیدم راه حل من چیزی نیست که ارائه شدنی باشه، شاید توش شکست بخوری،

حالا راه دیگه‌ای رو پیدا کردم که به نظرم مطمئن‌تر میاد

من دارم سعی می‌کنم اینجور موقع‌ها خودم رو به بیخیالی بزنم، یا به قول یکی از دوستان: «بزن بر طبل بی‌عاری» شاید این راه مفید باشه و لااقل اگه مشکلی رو حل نکرد، حداقلش مشکل جدیدی به نام افسردگی رو برام به وجود نمیاره. آخه با زدن تو سر کسی قرار نیست مسئله حل بشه (البته بستگی به موضوع و طرف هم داره ;) ) با زدن تو سر خودت هم…

ولی اگه تو یه وقت یه راه حل بهتر پیدا کردی، خبرم کن. من که فعلا زدم بر طبل بی‌عاری!!

دسته‌ها: حرف‌های دلم · وقت اضافه

دلتنگی

فوریه 19, 2008 · 6 دیدگاه

praying-hands.jpg

چکار می‌کنی اگه یه وقت دلت گرفت، دلگیر شدی از آدما، و نتونستی بگی چیزی رو که باید!

چکار می‌کنی وقتی حرفت رو به نزدیکترین کست هم نتونی بگی؟

خیلی وحشتناکه…، و دردناک!

دسته‌ها: حرف‌های دلم

فوریه 10, 2008 · 7 دیدگاه

yelling.jpg

 

حرص آدم رو در میاره! هرچی میگیش، دوباره دره گف خودشا مزنه! گف تو کلت نمره؟ زبون تو گوشت فورو نمره؟ امکانات نداری؟ پول نداری؟ آخه چته تو بشر؟!

دسته‌ها: حرف‌های دلم