محتوای اکتبر 2008
نخستین جشنواره ملی شعر زاگرس:
اکتبر 25, 2008 · 3 دیدگاه
دستهها: شاعرانهها
بر چسب ها: مسابقه, یاسوج, جشنواره, زاگرس, شعر
از این روزگار
اکتبر 20, 2008 · 2 دیدگاه
* سر درد شدید دارم
* حالم داره به هم مخوره
* از دست همه ملت شاکیم
**دوست دارم
***نمخوام مدیون کسی باشم- مخصوصا از لحاظ مالی- ولی متاسفانه هستم و کاری ازم ساخته نیست
*دوست ندارم کسی نسبت به من یه همچین احساسایی داشته باشه
*چرا هیشکی گوش حرف من نمکنه؟
دستهها: حرفهای دلم · خاطرات · دلتنگی · وقت اضافه · یادداشتهای روزانه
اکتبر 16, 2008 · ۱ دیدگاه
من از این خونه هرجایی که میرم/ نمیتونم تو رو یادم نیارم
چقدر خوبه دلت آشوبه بی من/ من این دلشورهها رو دوست دارم
دستهها: حرفهای دلم · وقت اضافه · یادداشتهای روزانه
معنای یک احساس
اکتبر 13, 2008 · 2 دیدگاه
فکر میکردم با خودم: چجوریه این حس مادری که همیشه یه جور دیگه بهش نگاه میشه، و اینقدر متفاوته، (دنباله…)
دستهها: حرفهای دلم · مادرانه · محمدصدرا · یادداشتهای روزانه
بر چسب ها: مادرانه, محمدصدرا
دردسرهای تغییر فصل
اکتبر 11, 2008 · 2 دیدگاه
این تغییر فصل تو یزد هم مکافاتیه! نه اینکه هوا یهدفعهای عوض مشه و یهو سرد مشه، یهو گرم، اغلب تو این موقعیت سرماخوردگی زیاد مشه. مثل حالا که ملت همه سرماخوردن! منم یکی از اون ملت! از دیروز تا حالا بدجور سرما خوردم و به فِنّ و فون افتادم! آقای شوهر هم در شرف سرماخوردگیه، امیدوارم صدرا کوچولو طوریش نشه!
دستهها: در شهر · وقت اضافه · یادداشتهای روزانه

