مادر…

چه اهمیت دارد گاه اگر می‌رویند، قارچ‌های غربت؟!

naghashi-1

گندترین شب زنگیت رو هم که گذرونده باشی، وقتی یکی باشه که با نگاه کردن بهش خوشحال می‌شی و شارژ، چه اهمیتی داره که یه شب رو بد بگذرونی تا اون در آرامش باشه؟

یکی از آشنایان گفت:« حالا می‌فهمی مامانت چه زحمتی برات کشیده!» و من از سر احترام به مادرم گفنم: «هنوز مونده تا من به اونجاها برسم». اما هرچی جلوتر می‌ره، می‌بینم واقعا خیلی مونده تا من به اونجاها برسم، شاید اصلا من هرگز نفهمم مامانم واسه من چه کارها که نکردن و من -نه که از سر کِبر و بدخواهی-، قدر ندونستم و گاهی بی‌احترامی هم شاید کرده‌ام! شاید هرگز به پای مادرم نرسم در مهر و محبت و خوبی!

مامان مهربونم! از همه زحماتی که برام کشیدید ممنونم، به قول کودکی که می‌گفت: «خدا مامان-باباهامون رو ببره بهشت، چون اونا وقتی ما کوچیکیم، همه کارامون رو می‌کنن!» و البته وقتی بزرگ‌تر می‌شیم، باز هم… .

3 پاسخ برای مادر…

  1. سلام به مهربونترین مامان وبلاگ فرشته خانم.
    **
    با احترام برای همه ی مادران ایران زمین.به پاس گرمای بی انتهای محبتشان -

    چقدر بوی تو خوبست،بوی اغوشت
    همیشه زحمت من بوده است بر دوشت
    چنان زلال و لطیفی که مطمئن هستم
    دو بال بوده به جای دو دست بر دوشت
    ولی به خاطر من بال را کنار زدی
    که با دو دست بگیری مرا در اغوشت
    آهای روسریت!آفتاب تابستان
    شکوفه تاج سر تو ،بنفشه تن پوشت
    بهشت جای قشنگیست ،جای دوری نیست
    بهشت باغ بزرگیست باغ آغوشت

    با احترام

  2. قدم های مادرانه ات استوار، آغوش پر محبتت پر از عطر بهشت باد دخترم ، مادر مهربان صدرا کوچولو

  3. وای سولماز جان! چقدر قشنگ گفتی.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s