شاید بعضی وقت‌ها

محتوای دسامبر 2008

محرم امسال واقعا ماه خون است…

دسامبر 28, 2008 · تا کنون 2 نظر داده شده

۱. السلام علیک یا اباعبدالله . علی الارواح التی حلت بفنائک…
اللهم العن اول ظالم ظلم محمد و آل محمد و آخر تابع لهُ علی ذلک
۲. اللهم اشغل الظالمین بالظالمین!

اول. رسیدن ماه محرم‌الحرام رو تسلیت می‌گم به همه. چقدر گاهی وقتها دلم هوای محرو رو میکنه. و حالا چه زمان خوبی برای آمدن محرم است….. شاید هم دل من زمان مناسبی رو برای هوایی شدن انتخاب کرده…
دوم. واقعا برای غزه و مردم مظلوم و بی‌گناهش متأسفم، و برای خودمون که فقط همینجوری میشینیم و نگاه می‌کنیم و شاید حرفی هم دربارش می‌زنیم، اما دریغ از عمل! پیام امروز رهبری، یه چیزی بود تو مایه‌های نزدیک به حکم جهاد!! البته این نظر شخصی منه!

اینم از بمب گوگولی غزه، به فارسی و انگلیسی

دسته‌ها: خاطرات · دلتنگی · وقت اضافه · یادداشت‌های روزانه
بر چسب ها: , , , , ,

دسامبر 21, 2008 · تا کنون 2 نظر داده شده

phone-call

گاهی چیزهای خیلی ساده آدما رو خیلی خیلی خوشحال می‌کنه… مثل یه تلفن از یه دوست خوب و عزیز، که حتی شاید تا حالا ندیده باشی اونو! اما شنیدن صداش شوق خاصی رو در تو بوجود میاره و تو به وجد میای، اونقد که دستپاچه میشی و نمی‌دونی چی باید در جواب محبتش بگی!

ببخش اگه درست و حسابی پای تلفن جوابتو ندادم! منو هول کردی!

دسته‌ها: بدون دسته‌بندی · تجربیات · حرف‌های دلم · خاطرات · شاعرانه‌ها · مادرانه · وقت اضافه · یادداشت‌های روزانه
بر چسب ها: , , , ,

پیتزا سالامی

دسامبر 18, 2008 · یک نظر بنویسید

1hcknq

طی یک سری عملیات وب‌گردی، سری به خونه ساره‌خانم زدم و یه غذای ظاهرا خوشمزه رو دیدم که نتونستم ازش صرف نظر کنم. ایشالا به زودی درستش میکنم!

دسته‌ها: خوشمزه‌ها · مطبخ · وقت اضافه
بر چسب ها: , , , ,

امروز به دپرسی می‌زنه! :(

دسامبر 12, 2008 · ۱ دیدگاه

2aj2xq8

الآن اذون گفتن و اوج دپرسی‌های شاعرانه عصر جمعه را می‌شود حس کرد!
.اما من، امروز، امشب، این عصر پاییزی جمعه را نمی‌دانم چرا هیچ حسی از غمناکی ندارم!
..نمی‌دانم چرا گاهی دلم می‌خواهد خیلی دپرس و دلتنگ باشم، اما درست همان لحظه، اصلا خیلی هم سرخوشم!
…شاید می‌خواهم دلتنگ تو باشم که خیلی وقت است برایت دلتنگی نکرده‌ام! دلم برای روزهایی که دلتنگ تو می‌شدم و عصرهای جمعه مخصوصا به یادت می‌افتادم و برایت شاید اشکی می‌ریختم تنگ شده
….دلم برایت گرفته….

دسته‌ها: حرف‌های دلم · خاطرات · دلتنگی · شاعرانه‌ها · وقت اضافه · یادداشت‌های روزانه
بر چسب ها: , , , , , ,

Stop it!

دسامبر 10, 2008 · ۱ دیدگاه

دیگه زیادی داره، خصوصی-حانوادگی میشه!
دیگه بسه!
می‌خوام چیزای جدید بنویسم، نو و تر و تازه…

دسته‌ها: بدون دسته‌بندی