حالا میدانم این شعرها هستنند که انسانها را میسرایند، نه انسانها!
همیشه وقتی شعرهایم را مرور میکنم، میبینم آن لحظه، معنی شعرها را نمیدانستم،
اما بعدا چیزهایی از آن میفهمم…
حالا میفهمم، تمام شعرهایم مرا سرودهاند…
تنها شعری که من سرودم، پسر کوچک من است،
… نمیدانم؟! شایدهم اشتباه میکنم؟؟
اینبار هم اوست که مرا میسراید
و چه عاشقانه…
من شعر کوچکم را دوست دارم،
شعری که هر لحظه مرا میسراید….
