
امسال شدی یه ساله…
حالا یکسال گذشته، و چقدر زود…. هر لحظهاش دنیایی بود، با دیدن هرلحظهای که بر او میگذشت، احساس شعف میکردم و نمیدانستم….، امروز واقعا از ته دل خواستمش واحساسش کردم….
پسرم تولدت مبارک…

امسال شدی یه ساله…
حالا یکسال گذشته، و چقدر زود…. هر لحظهاش دنیایی بود، با دیدن هرلحظهای که بر او میگذشت، احساس شعف میکردم و نمیدانستم….، امروز واقعا از ته دل خواستمش واحساسش کردم….
پسرم تولدت مبارک…
دستهها: بدون دستهبندی
فقط دلم میخواهد بنویسم…. آنقدر بنویسم تا تمام شوم…
نه نگران تهمتهای نابجا باشم، نه در اضطراب ….
بنویسم تا تمام دغدغههایم را ببینم، ببینم تمام دغدغههایم را….
کدام واهی و کدام حقیقت است؟؟
دلم میخواهد فقط بنویسم و کسی باشد که بگوید: .: آری! تو راست میگویی:.
یا اگر راست هم نمیگویم، بگوید: ..:: آری دغدغههایت را میفهمم، درک میکنم، میدانم، ….، اما شاید راه دیگری هم باشد… ::..
دلم میخواهد بنویسم…. تمام عمرم را ……
دستهها: بدون دستهبندی