
چیزی که به من ربط نداره، خوب ربط نداره… اما اصلا خوشم نمیاد در یک محیط خانوادگی، مثل غریبهها با آدم رفتار بشه… پچپچهای مرموز، حرفهای نگفتنی، لابد نباید بدونم من… اما خواهشا جلوی من از این سکرت-بازیها در نیارین… خیلی عصبیم میکنه…خسته شدم از بس خودمو به اون راه زدم و گفتم مثلا من هیچی حالیم نیست… خسته شدم… من غریبه نیستم، این منم… منی که همتون رو با جون و دل دوست دارم… لطفا دست از سکرت-بازی بردارین

6 جواب تا اینجا
سلاله // نوامبر 11, 2009 در 2:13 ب.ظ
خوب خودت رو به اون راه نزن. قشنگ بگو چی داریر به هم میگید. اگه خصوص نیست من هم می خوام بدونم. خوب اگه خصوصی نباشه بهت میگن. اگه هم خصوصی بود که دیگه این حرفها رو نداره . هرکسی می تونه یه چیزهای خصوصی برای خودش داشته باشه. نه؟
Pardis // نوامبر 11, 2009 در 11:22 ب.ظ
گاهی وقتها بر حسب اتفاق از قضیه سر در میاری و خیلی چیزها رو هم می فهمی ولی اطرافیانت جوری رفتار می کنن که مثلا تو نفهمی اینجاست که آدم فکر می کنه دو تا گوش دراز رو سرش در اومده !!! من خیلی واسم پیش اومده خیلی حس بدی داره!
صادق // نوامبر 12, 2009 در 1:29 ب.ظ
حالا قضیه چیه؟ منم علاقهمند شدم بدونم!
تازه وارد // نوامبر 14, 2009 در 7:26 ق.ظ
آره بگو (اما با زبانی نرم و برون پیش فرض) اما هم گفتنش شجاعت مخواد و هم شنیدن جوابش. اما گفتنش بسیار وضعیت عالیی رو ایجاد خواهد کرد، هم برای خودت و هم برای اطرافیانت.
مگه نمیدونی میگن: گلایه ها دوستی ها رو افزایش خواهد داد.
تازه وارد // نوامبر 15, 2009 در 4:03 ب.ظ
البته(بدون پیش فرض)
سلاله // نوامبر 16, 2009 در 5:05 ب.ظ
با پردیس موافقم به شدت